بومشناسی انسانی چیست؟
بومشناسی انسانی مطالعهی روابط میان افراد، گروههای اجتماعی و محیطهای اجتماعی آنهاست. مطالعهی نظاممند بومشناسی انسانی (یا چنانکه گاهی «بومشناسی اجتماعی» نامیده شده است) توسط رابرت پارک و دیگر جامعهشناسان مکتب شیکاگو آغاز شد. آنها مفاهیم بومشناسی گیاهی و حیوانی را در جریان ایجاد بومشناسی شهری به کار گرفتند.
بعدها بومشناسی انسانی هر گونه بهکارگیری سادهی مکانیسمهای رقابتی و تکاملی را ردّ کرد، مکانیسمهایی که زیستشناسان بهواسطهی آنها توزیع گونهها در محیطهای فیزیکی مختلف را تبیین میکردند. بهجایآن، نظام اندیشه و تکنیکهای پژوهشیای که در مطالعهی زیست جمعی ارگانیسمهای تکاملنیافتهتر ایجاد شده بودند به مطالعهی انسان تعمیم داده شدند. این اقدام شامل بررسی این مطلب نیز میشد که گروههای انسانی چگونه بههنگام سازگاری با محیطْ الگوهای خاصی از روابط اجتماعی را ایجاد میکنند. سازگاری خصلت بنیادینی را که ویژگی ذاتی سیستمهای اجتماعی پنداشته میشود آشکار میکند: یعنی ویژگی وابستگی متقابل انسانها و نهادهای اجتماعی دارای کارکردهای ناهمسان، از جمله نهادهای مسلطی که کارکردهای کلیدی ویژهای را به اجرا درمیآورند. در شرایط عادی تغییرات اجتماعی محدودند به بازگرداندن شرایط تعادلی.
بومشناسانی همچون هاولی در پی تبیین بومشناختی رفتار و فرهنگ انسانی به همراه الگوهای مکانیاند. اغلب ادعا شده است که بومشناسی انسانی یک رویکرد عمومی است که برای مطالعهی زیست اجتماعی در رشتههای مختلفی از جمله انسانشناسی اجتماعی، جغرافیای انسانی و اقتصاد شهری سودمند است. تأثیر مستقیم بومشناسی انسانی بر اندیشهی جامعهشناختی معاصر محدود بوده است، هرچندکه مشابهتهای آشکاری با نظریهی کارکردگرایی ساختاری داشته است، بهویژه بهسبب تأکیدش بر مکانیسمهای سازشیای که تعادل اجتماعی بهواسطهی آنها پابرجا میماند. لیکن بومشناسی انسانی این مکانیسمها را بنیادی گریزناپذیر برای زیست اجتماعی میبیند و برای امکانهای رادیکال تغییر اجتماعی از طریق عاملیت انسانی ارزش کمتری قائل شده است.
ترجمه از
Gordon, Marshal, 2003, “human ecology” in a Dictionary of the Sociology, Oxford University Press.
کلمات کلیدی: بومشناسی، بومشناسی فرهنگی، بومشناسی اجتماعی، بومشناسی انسانی